
این روزهــــــــــــــا
حس میکنم جایی را تنگ کرده ام!!!
جایـــــی در قلــــ♥ــــب تــــو
برای آمدن دیـــــــگری…
نظرات شما عزیزان:
سمیه 
ساعت19:01---26 خرداد 1392
خسته نباشی عزیزم متنت عالی بود اما اونی که تازه وارده چه تو بری چه بمونی خودش رو بزور جا میده
پاسخ:ممنون سلامت باشی.نمیدونم چی بگم؟
ღ♥ღDokhtarBahariღ♥ღ 
ساعت8:28---22 خرداد 1392
در آغوش خدا گریستم تا نوازشم کند...
پرسید: فرزندم پس آدمت کو؟
اشک هایم را پاک کردم و گفتم : در آغوش حوای دیگریست.
نسترن 
ساعت15:21---20 خرداد 1392
بیخودحس میکنی.توکلااین روزاحسای الکی کردنت گل کرده
پاسخ:....
سجاد 
ساعت13:33---19 خرداد 1392
لايييييييييييييييييييييييييييي ييييك
mohammad 
ساعت10:19---19 خرداد 1392
حس زیادی کردی خخخخخخخخخ
ولی خیلی قشنگ بود متنش منم بعضی وقتا همین احساس رو دارم
پاسخ:اااا.من بیشتر وقتا همین حسو دارما!!!
چقدرعجیب وجالب...
ღ♥ღDokhtarBahariღ♥ღ 
ساعت7:50---19 خرداد 1392
قلبم کلبه ای قدیمی است ....
گرم و دنج .....
هربار که مسافری می آید ....
کلبه را چراغانی میکنم ...
دِل می بَندَم ....
و از یاد میبَرَم که
مسافِر .........
برای رَفتَن آمده .......